تبليغاتX
روزنه

روزنه

وقتی بوی گل بارون خورده را با تمام وجودم حس می کنم وقتی خنکای آب چشمه را با عبور از لای انگشتان پایم لمس می کنم وقتی تو در روز در شب در من وجود داری وقتی می شود به تو ایمان آورد وقتی می شود با تو گفت از سر دلتنگی وقتی با تو بودن بهتر از همه با هم بودن هاست وقتی تو با من هستی همه جا حتی در لحظاتی که هیچ کس با من نبود وقتی به اندازه سنم و شاید بیشتر تو با من دوست بوده ای وقتی من تو را در عظمت آفریدن یک مورچه دیدم وقتی من بزرگی تو را در آفریدن این جهان با همه مخلوقاتش می بینم وقتی تو وجود داری در صدای اذان گفتن یک برده سیاه من با دیدن و شنیدن اینهاست که نماز می خوانم....

+نوشته شده در 2008/10/18ساعتتوسط IVIasIH | |

، دلتنگی هایم کوچکتر بود  کاش در آیینه، گذشته ام را نمی دیدم ای کاش بودم ای  کاش.... کاش نفس هایم سبز بود جاری ای کاش قصه من قصه کلاغ رسیدن به خانه بود همش دوغ بود نه آب. من بودم و دلتنگی هایم. من بودم و قلمی که در دلتنگی هایم یاریم کند.کاش بزرگتر بودم به اندازه رهبری که تفریحش کار بود کاش وسعت نگاهم به اندازه آسمان بود . بزگتر از پهنای دلم.کاش حالم خوب بود و همه چیز بر وفق مراد کاش دولت وام می داد بی بهره، کاش دولت وام تعقل می داد کاش می شد شب ها همیشه مهتابی باشد روز ها ابری، ُُباران ببارد به اندازه تمام تشنگان این عالم به اندازه همه آنانی که عطش دارند کاش ابعاد این کاغذ بزرکتر از حرف هایم بود  اما حیف که نیست کاش استادم به من درس انسان بودن را نمی داد کاش من هم می خوابیدم مثل همه انانی که که خوابیدند.

+نوشته شده در 2008/9/29ساعتتوسط IVIasIH | |

من قطره ام

تو هم قطره باش

بیا با هم دریا شویم

وعده ما فردا

زیر چتری از نگرانی

توی باغ خیسه از دلواپسی

خوش به حال خواب مرداب

ته شعر من  امید های روشن

بیا فردا رو بدزدیم

زیر ابری ساده

غزلی ساده

بگویم

بیا فردا رو بدزدیم

زیری چتری از دلواپسی

بیا طعم عطر نارنج را مزه کنیم

گوشه ای دنج

من از آینده می نویسم

بیا فردا رو بدزدیم

اینده از آن ماست

+نوشته شده در 2008/9/23ساعتتوسط IVIasIH | |